تبليغاتX
جنین برهوت

 

در نخستین چرخش سنگی در مرداب درونم انداختم

انگشت اشاره به ما همان ماه نیست

انگشت را از روزن بردار ، خود را و جهان را خواهی دید .

من از پایتخت اندوه می آیم

از نزول گیج در انشعاب هزاران آیینه

حلقومم چکاد سبز جوانه ایست در باد

و اینک بر فراز جلجتا ایستاده ام

با دستانی که تا مفرغ در خون جلجتاست .

( كاشف ظلمات )                 

+

 Performance    Tehran  2005

+